برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )
20
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )
مخصوص ( مرصّعكارى ، ميناكارى ، مطلّاكارى ، لعابكارى ) ساخته و پرداخته شود و اين امر بهعنوان فرم جانشين ، گسترش يابد . در اين زمينه نقش مهمتر را سراميك « 115 » بر عهده داشت ، كه هرچند همواره به صورت سفال باقى ماند ، امّا در تزيين بهعنوان شاهكارى تجلى كرد . اولين گسترش وسيع اين نوع صنعت در بين النهرين ، در دربار خلفاء ( بهصورت لعابكارى برّاق براساس نمونههايى از چين ؛ لعابكارى سفيد ، گاه با زمينهء آبى نقاشى شده به تقليد از چينى ؛ لعابكارى به تقليد از ظروف طلايى ) آغاز شد . در ايران اينگونه ابداعات در ابتدا [ به علت سختگيرى كمتر در اعمال ممنوعيت استفاده از فلزات قيمتى ( ؟ ) و يا در اثر مناسبات فرهنگى سادهتر ( ؟ ) ] فقط در مقياس محدودى صورت مىگرفت « 116 » . ساخت سراميك صرفا تجملى ، ابتدا در عصر سلجوقيان پيش آمد ( با قطع نظر از نيشاپور ، كه در حوزهء قدرت سامانيان بود [ به مباحث ذيل توجه كنيد ] ) . تا آن زمان ، بهويژه در شمال و شمال غربى ايران جنس زبرترى تفوق داشت كه تفاوتهاى شديد محلى را نشان مىداد . در كار با اين مواد تزيين پيكرهاى ( اغلب پيكر حيوانات با كندهكارى در يك يا چند رنگ لعابى ) ترجيح داده مىشد كه در آن از جهات مختلف بوضوح نقشهاى كاسههاى نقرهاى ساسانى احياء شده بود . با نفوذ اشياء تجملى عباسيان ( از بغداد و قاهره به رى ، كاشان ، ساوه و غيره ) در قرن ششم هجرى قمرى / دوازدهم ميلادى اين يادبودهاى ساسانى از بين مىرود . در عوض در آغاز قرن هفتم هجرى قمرى / سيزدهم ميلادى نقشهاى به كار رفته مربوط به عصر ساسانى ( مانند شكار بهرام گور ) دوباره ظاهر مىشود كه شايد از نقاشيهاى مينياتورى ( تصاوير شاهنامه ) - كه از زمان گذشته تاكنون به صورت اصل خود به دست نيامده است - اخذ شده باشد . كار بر روى برنز كاملا شبيه كار بر روى فلزات قيمتى است ، يعنى در عصر
--> ( 115 ) . Pedersen 92 ff . ( B . SP . ) . ( 116 ) . Abbildung : Survey IV , Tafel 555 - 587 .